کسی که کار هنری می کند باید اول خودش رو بسازد و کامل کند ، بعد از خودش بیرون بیاید و به خودش مثل یک واحد از هستی و وجود نگاه کند تا بتواند به تمام دریافت ها، فکرها و حس هایش یک حالت عمومیت ببخشد.
اما متاسفانه خیلی از هنرمندان به خصوص تئاتری ها که خودم هم در این قشر بسر می برم، افراد کمی می بینم که درونشون رو ساخته باشن. فقط بلدن حرف بزنن و توی مجله و روزنامه و... بنویسند که ما اینیم.
پ.ن: این مطلب بیشتر درمورد دوستان هرمزگانی و شیرازی هس که توی جو شون قرار دارم.
کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد.
کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری.
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم آیین هرگز به هم نمی رسند.
و این رنج است.
زندگی یعنی این!!!