تئاتر خیابانی

امروزه همه می دانیم که تئاتر اولین ابداع بشر بوده است در حقیقت اولین ابداع بشر تئاتر است اما چون صحنه و فضایی برای مراسم بومی شکار یا آیین های قبلیه ایی به شکل سن وجود نداشته پس آن ها هم تئاتر خیابانی کار می کردند. 

در ایران هم که همه میدانیم اصلا تئاتر صحنه ایی نداشتیم. همه چیز انتر بازی بوده تعزیه٬ سیاه بازی٬ معرکه گیری وخلاصه خیابان ـ پیاده روهاـ پارک ها و نهایتا مجالس عروسی و باغ و حیاط خانه های هشت دری اما غافل نشویم که ما هنوز اندر مضرات کمبود دانایی بسر می بریم همچنان که تا همین صد سال پیش اصلا تئاتر صحنه ایی نداشته ایم و همیشه کارمان با فضای باز و آزاد خیابان بوده اما هنوز شیوه های پیچیده و مختلف تئاترهای خیابانی را نمی دانیم. 

القصه نمایشهای خیابانی با شیوه ها وشگردهای مختلف اجرا می شود که نمونه های آن حتی در شکل اجرایی و محتوایی نیز باهم متفاوتند. 

برای نمونه ما در دنیا تقریبا ۱۷(هفده)شیوه اجرایی مرسوم نمایش خیابانی داریم که یکی از آنها تئاتر خیابانیSTREET THEATREاست. 

شیوه های تئاتر خیابانی: 

AGITATION THEATRE 

PROPAGANDA THEATRE 

ENVIRENMEATAL THEATRE 

THEATRE SPACE 

THEATRE OF SOARCES 

THEATRE OF CRUELTY 

 NARRATIVE THEATRE  

  THEATRE OF BARTER

IMMEDIATE THEATRE 

PAOR THEATRE 

وشیوه های تئاتر خیابانی آگوستویوال که به 5 دسته تقسیم می شود: 

تئاتر مجسمه  _ تئاتر شورایی _ تئاتر روزنامه ایی _ تئاتر پنهان _ تئاتر جوکر، و اما شیوه های سرگرم کننده گان که همیشه در فضای باز اجرا می شود. 

مثل کارناوال، تئاتر فضای باز وشیوه ایی که بسیار متداول و شناخته شده است مثل تئاتر چریکی. 

 

 

 

 

پ.ن: اگه دوستان در هر کدام از شیوه ها اطلاعات بیشتری دارند در اختیار ماهم بزارد خوشحال میشیم. 

در پست بعدی درباره ی چندتا از آنها مفصل خواهم گفت.   

دخترانه جمعه

 

کار بچه های یزد جالب و دیدنی بود 

ببخشید چون کیفیت عکس ها خوب نبود نگذاشتم 

افراد دختران تعطیل(جمعه): سعیده شاه میرزایی 

زهرا طباطبائی ـ عاطفه پرهیزکار ـ رکسانا پیروزمند  

منصوره پناه برخدا(و آقا امیر) ـ ثناء ضرابیه ـ زهرا غفاری ـ مرجان طیبی ـ فریبا دهقانی زاده ـ شکوفه الله داد ـ فریبا روشن بخش 

 

  

در بین کارهای که دیدم از دوش حمام (پیروزمند) خوشم اومد و کار خودم اتاق57(گربه) اصلا خوشم نیامد چون شب اول اجرا تعداد نفرات کم کردم و به اجبار زمان را برای هر شخص از نصف هم کمتر کردم 

چون زمان دانشگاه تمام شده بود، روز بعد بعضی از دوستان بدون اجازه وارد اتاق شدن و شروع به عکس و فیلم گرفتن کردن، منم که دیر رسیده بودم دیگه روم نمیشود بهشون بگم برید بیرون(چون مدتها ندیده  بودمشون) و دلیل بعدی افرادی بودن که قرار بود بیان یزد و من هم روی اونها حساب باز کرده بودم، مثل سینا امامی و ... .

 

در حاشیه که با جواد انصاری رفتیم انار چیدیم توی باغ زرتشت ها  و بعد با یک دوست متفاوت یزدی آشنا شدم که خیلی خوشم اومد ازش به نام مهدی که توی پارک یه اجرای کوچک  براش رفتم (مهدی هم خودش بازیگر بود که در گروه بهزیستی فعالیت داشت) 

 

 

جای شما سبز که سبز می اندیشید .